أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
177
تجارب الأمم ( فارسى )
مرا در دومين دوران وزيرى خود به ابن بسطام سپرديد و دست او را نسبت به من باز گذارديد ، اكنون چگونه از من مىخواهيد كه رو در روى على بن عيسى ، با آن همه نيكويهاى تازه و ديرين كه به من نموده است ، بايستم ؟ ابن فرات نيز پذيرفت و از وى دست برداشت . سپس محمد بن على مادرائى [ 1 ] آمد . او در دوران وزيرى حامد بن عباس كارگزارى نكرده بود . ابن فرات از او دربارهء باقيماندهء خراج مصر و شام و سهم بيت المال ، در پيمانى كه او با شركت حسين بن احمد بسته بود ، بازپرسى كرد و او براى برخى پاسخهايش استدلال كرد . ابن فرات به او گفت : تو از حسين بن احمد زرنگتر نيستى او بيش از تو استدلال كرده و * نتيجه نگرفت . پس دستنوشت او را بىتهديد و شكنجه ، به مبلغ يك ميليون و هفتصد هزار دينار بدهى بگرفت ، پس او را به محسن سپرد و در خانهء او مطمئن و آسوده يك روز بماند و هر گاه كه محسن به نزد او مىرفت او را گرامى مىداشت . سپس او را آزاد كرد ، زيرا كه دارائى بسيار و پوشاكهاى گرانقدر و جواهرى گرانبها و بردگانى زيبا ، برايش فرستاده بود . نقشهاى كه ابن فرات ريخت تا مونس را تبعيد كرد : چون مونس پيروزمندانه و با افتخار چيرگى بر روم به بغداد بازگشت ، محسن ، نصر پردهدار ، شفيع ، مفلح و ديگر سرداران به پيشواز او رفتند و او به پيشگاه مقتدر بالله
--> [ ( 1 - ) ] نگارندهء تاريخ اسلام گويد : او كه در 257 ه زاده بود در 346 ه در گذشت . پدرش عهدهدار خراج مصر بود و او در جوانى به مصر نزد پدر آمد ، در بيست و سه سالگى مستقلا عهده - دار خراج شد ، پدرش وزيرى ابو الحسن خمارويه نيز داشت ، چون ابو الجيش كشته شد و پسرش هارون بن ابو الجيش به جاى وى نشست ، ابو بكر محمد بن على را به وزيرى گمارد و چون هارون كشته شد [ خ 5 : 242 ] و محمد بن سليمان دبير او از سوى مكتفى [ خليفه 289 - 295 ه ] به مصر آمد و دولت طولونى را از ميان برداشتند و كشورشان را ويران كردند ، ابو بكر را نيز به بغداد بردند . سپس او با مونس [ خ 5 : 90 - 91 ] و سپاهش در نوبت حباسه به مصر آمد و از آن پس ابو بكر امر و نهى و سياست مصر را در دست داشت .